بلوگل

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

افزایش ورودی گوگل

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

همت 110


قساوت پادشاهان بزرگ

:: قساوت پادشاهان بزرگ
شاه عباس اول و کتایون مادر تهمورث

شاه عباس بی گمان پادشاه بزرگی بود ولی وقتی می گوییم یک شاه ، بزرگ یا کبیر بوده این بیان به معنای فاسد یا مستبد نبودن او نیست . منظور آن است که اگر شاهان به طور معمول بیش از  شصت درصد یا هفتاد درصد فاسد و جنایتکار بودند او کمتر از چهل یا سی درصد فاسد و قلدر بوده و خدمات و فوایدش بر فساد و زیانباری هایش می چربید . این یعنی  "همه چیز را خاکستری دیدن و سیاه و سفید مطلق ندیدن ". سنگدلی شاه عباس نسبت به کتایون که ملکه یی گرجی و مسیحی و بسیار مومن بوده  از این دست است . آنگونه که در ص 188 کتاب سیاحت نامه ی شاردن جلد دوم  آمده :" ماریان یا کتایون مادر تهمورث که در بند شاه عباس بود به نزد شاه عباس آمد و خود را برای عفو فرزندش به پای او انداخت . شاه عباس عاشق کتایون شد زیرا کتایون با وجود سالخوردگی هنوز هم زیبا و رعنا می نمود . کتایون ... با یک شهامت و شجاعت بی نظیری که از زنان گرجی کاملا به دور است پیشنهاد شاه برای ازدواج را رد کرد . شاه عباس به خشم آمد و دو نواده ی بی گناه او را که دو طفل معصوم بودند خواجه ساخت و به امام قلی خان فرمانروای شهر دستور داد که به هر وسیله ی ممکن  کتایون را که یک زن مومن و مسیحی بود  وادار به ترک دین خویش و  وصلت  با او  کند . کتایون با شهامت و شجاعت خارق العاده یی در مقابل هر گونه زجر و شکنجه ، چوب و چماق ،تازیانه و شلاق ، آتش و آهن و داغ مقاومت ورزید و هشت سال تمام این فجایع شنیع را تحمل کرد و سرانجام بر شعله ی زغال های افروخته جان به جان آفرین سپرد .

منبع : پرسه در تاریخ |قساوت پادشاهان بزرگ
برچسب ها : کتایون ,عباس ,درصد ,فاسد ,درصد فاسد ,مادر تهمورث ,کتایون مادر

دختر دلیر گرجی

:: دختر دلیر گرجی
دوشیزه ی غیرتمند

آرخیل نایب السطلنه ی کاخیت داستانی دارد که شایان توجه و قابل ذکر است . او در جوانی با یکی از دوشیزگان اشراف عالی مقام گرجستان قرار ازدواج داشته ولی دوشیزه ی مزبور به خیال آنکه در این کشور به هم زدن عقد ازدواج ناممکن و یک موضوع محالی به شمار می رود آنچنان که رسم زنانه است با نوعی غرور در برگزاری مراسم جشن عروسی تاخیر روا می داشت ( به قول معروف علیرغم پذیرش ناز می کرد)... که متاسفانه در این تاخیر آرخیل با دختری دیگر به نام سیستان دارژن ازدواج کرد ... همینکه خبر ازداوج به گوش آن دختر گرجی رسید بسیار برافروخته شد و طی اتمام حجتی به آرخیل تقاظای خسارت سوءقصدی را کرد که علیه شرافت او انجام شده بود و رسم گرجیان آن است که اگر جوانی نامزد خود را ترک گوید و با دیگری ازدواج کند و به این ترتیب او را توهین نماید باید خسارت را جبران کند . آن دوشیزه ی گرجی می خواست که از طریق دعوی در دادگستری احقاق حق شود ولی چون مقام و منزلت حریف چنین چیزی را ناممکن  کرده بود لذا در راس 400 مرد جنگی هل من مبارز گفته به میدان نبرد شتافت . اما آرخیل ترسید و از پیکار خودداری کرد و جواب داد که " من با زن جنگ نمی کنم " و نیز اخطار کرد که در صورتی که  بیشتر پافشاری شود داد و فریاد راه بیاندازد و موضوع معاشقه و مغازله آن دختر را با سیزی که یکی از اعیان دربار بود منتشر سازد . این ادعایی بود که سیزی می کرد .  دوشیزه از ضربت این تیرهای اتهام که بعد از اهانت های قبلی به او شده بود فوق العاده خشمگین شد و تمام خشم خود را متوجه ی سیزی ساخت و تصمیم به جنگ با او گرفت و در صدد جنگ تن به تن با او برآمد ولی به علت بزدلی سیزی این امر ممکن نشد . با این حال  آن دختر خود به سمت سیزی حمله کرد و پس از کشتن بیست نفر از افراد سیزی او را وادار به فرار نمود . پس از این، برادر آن دختر به تعقیب مبارزه با سیزی پرداخت ولی با عاجز ماندن مقامات دادگستری در آشتی دادن آنها قرار شد موضوع با آهن و آتش یا جنگ کردن حل شود که سیزی باز از ترس خودداری کرد و آن دوشیزه ی دلاور از شدت شرم و رنج به علت این توهین زندگی را بدرود گفت .( برگرفته از سیاحتنامه ی شاردن ، جلد دوم  ص های 204 تا 205)

منبع : پرسه در تاریخ |دختر دلیر گرجی
برچسب ها : سیزی ,دختر ,دوشیزه ,ازدواج ,آرخیل ,موضوع

مسجد سلیمان

:: مسجد سلیمان

تاریخچه ی  نفت در ایران و عراق قدیم .

در عراق نزدیک کرکوک ، در صحرا موضعی بود که شعله ی کوچکی به رنگ آبی به نحوی اسرار آمیز  از زمین زبانه می کشید و بر سطح برکه یی مایع تیره رنگ قابل اشتعالی شناور بود . این موضع از ازمنه ی فوق العاده قدیم شناخته شده بود و مورد احترام و تکریم پارسیان که آتش را نشانه عظمت خداوند و  هدیه یی گرانبها از جانب او می دانستند ......... در کوه های بی برگ و بار حاشیه ی جنوب ایران در شرق کارون نیز  ناحیه یی بود مخصوصا خشک و بیابانی با جویی باریک که ماده یی تیره رنگ و بسیار آتش زا از آن ترشح می کرد . در اینجا نیز مردم بومی که این ترشحات را گرد می آوردند و درامور خانه داری به عنوان سوخت به کار می بردند این عارضه ی طبیعی را با تصورات مذهبی در می آمیختند . در نتیجه در آنجا پرستشگاهی به پا کردند و آن را مسجد سلیمان نامیدند .( برگرفته از سفر نامه ی  بلوشر ص 260 )

منبع : پرسه در تاریخ |مسجد سلیمان
برچسب ها : مسجد سلیمان

شاه عباس بانی بیمارستان

:: شاه عباس بانی بیمارستان

شاه عباس بزرگ بانی بیمارستان

شاه عباس بیمارستان دارالشفا و کاروانسرای مسگران را باهم  پدید آورد تا عایدات کاروانسرا کارکنان بیمارستان را اداره کند . سازمان کارکنان به این قرار است : یک پزشک ، یک داروساز ، یک دانای دینی یا ملا ، یک آشپز ، یک دربان ، یک عدد سپور  . از جراح در میان آنان خبری نیست .. اما باید دانست که  جراحی در مشرق یک فن خاص شمرده نمی شود . سلمانی ها فصاد یا جراح نیز می باشند . ( برگرفته از سفرنامه شاردن جلد 7 ص 166 )

منبع : پرسه در تاریخ |شاه عباس بانی بیمارستان
برچسب ها : بیمارستان ,عباس ,بانی بیمارستان

وحشی گری شاهانه

:: وحشی گری شاهانه

وحشی گری شاه صفی صفوی

یک روز شاهنشاه در یک مجمع عمومی ، که حسب المعمول تمام بزرگان ازجمله منجم باشی در آن گرد آمده بودند به اجرای عدالت در مورد پنج یا شش تن از اعیان و اشراف مشغول بود ،  به فرمان وی آنها را در حضور ملوکانه قطعه قطعه می کردند ، درمدت انجام این مجازات سخت ، شاه صفی به دقت تمام حاضرین در مجلس را از نظر می گذرانید ، و مشغول مطالعه ی  تاب و توان و ظرفیت اشخاص بود که مشاهده کرد منجم باشی ( سراختر شناس ) هنگام وارد شدن ضربه های شمشیر چشمان خویش را اندکی می بندد و مثل آن است که توانایی دیدن چنین وحشی گری را در خویشتن ندارد .

شاهنشاه از این حرکت منجم باشی خشمگین گشت و خطاب به یکی از حکام ایالات ( استاندار ) که درنزدیک وی نشسته بود فریاد زد : "خان ! چشمان این سگ را که درجانب چپ شماست بکنید زیرا موجب مزاحمت وی هستند و او نمی تواند نگاه کند ! " البته این فرمان فورا و فی الفور اجرا شد .

شاه عباس دوم پس از جلوس به تخت سلطنت منجم مزبور را مورد عطوفت و عنایت خویش قرار داد و یک مستمری پنجاه هزار فرانکی برایش تعیین کرد ..  ( برگرفته از سیاحت نامه ی شاردن جلد 5 ص129 )

منبع : پرسه در تاریخ |وحشی گری شاهانه
برچسب ها : منجم ,باشی ,وحشی ,منجم باشی

وحشی گری تیمور

:: وحشی گری تیمور
وحشی گری تیمور در اصفهان

تیمور لنگ هنگام گشودن آسیا اصفهان را مسخر ساخت و موقع مراجعت چون شهر را در طغیان و عصیان یافت آن را از نو فتح کرد و مرتکب وحشی گری های نفرت انگیز شد . ازجمله وقتی که به اصفهان نزدیک گشت به سپاهیان خویش دستور داد که هر سرباز می باید سر یکی از باشندگان شهر را با خود برایش بیاورد .ولی چون اکثر سکنه فرار اختیار کرده بودند سربازانش به جان هم افتادند تاسری برای سرکرده ی خویش ببرند .سفرنامه شاردن جلد هشت ص131

منبع : پرسه در تاریخ |وحشی گری تیمور
برچسب ها : اصفهان ,تیمور ,وحشی

پیش گویی مرگ شاه عباس دوم

:: پیش گویی مرگ شاه عباس دوم
پیش گویی بیماری و مرگ شاه عباس دوم  از سیاحت نامه شاردن

... شنیده ام شاه عباس ثانی ، که در آغاز سال جاری ، درکمال صحت و سلامت بود در عین جوانی یعنی سی و هشت سالگی درگذشت . اما موضوع شایان توجه آن است که سرنوشت این پادشاه در احتمالات نجومی توسط منجمین ایرانی ، بالصراحه پیش گویی شده بود : فی المثل خصوصیت بیماری که از آن درگذشت  و آن عبارت بود از دملی  که به علت بیماری تناسلی در حلق وی پدید آمده بود . حنجره ی شاهنشاه را شکافته بودند ، به طوری که دیگر نمی توانست چیزی بخورد زیرا هرچه میل می کرد ، بلافاصله از دهانه ی دمل خارج می شد و درحقیقت عمل مخالف دهان انجام می یافت ... ( برگرفته از سیاحت نامه ی شاردن جلد پنج ص 241 )

منبع : پرسه در تاریخ |پیش گویی مرگ شاه عباس دوم
برچسب ها : عباس ,بیماری ,گویی ,سیاحت نامه

سلسله ی صفویه

:: سلسله ی صفویه
سلسله ی صفویه در سال 1502 میلادی با جلوس شاه اسماعیل به تخت سلطنت  آغاژ شد و نقش انکار ناپذیری در استقلال ایران و مبارزه ی ایرانیان برای استقلال در مقابل امپراطوری مهاجم و مدعی عثمانی و نیز منسجم ساختن و رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع در ایران و نیز گسترش تشیع به مناطق مجاور ایران مثل عراق و سوریه و لبنان  داشت . تا قبل از آن بیشتر شیعیان قادر به ابراز اعتقاد خود نبودند و با برچسب هایی مثل  رافضی ، کافر ، گبر و آتش پرست مواجه می شدند .متاسفانه جز یکی دو نفر از شاهان این سلسله مثل شاه اسماعیل و شاه عباس کبیر بقیه تعهد اجداد خود برای استقلال و استحکام ایران را از یاد بردند و  در زر و زیور فرو غلطیدند و به عیاشی و هرزگی و ددمنشی روی آوردند و زمینه را برای شورش بخش محجور تر ایران یعنی افغانستان ( که در آن زمان بخشی از ایران بود ) فراهم آوردند . ترتیب شاهان صفوی در جلوس به سلطنت  به قرار زیر است :

شاه اسماعیل صفوی ( 1502 تا 1524 میلادی )

شاه طهماسب اول ( 1524 تا 1576 میلادی )

شاه اسماعیل دوم ( 1576 تا 1578 میلادی)

سلطان محمد خدابنده ( 1578 تا 1587 میلادی )

شاه عباس اول (1587 تا 1629 میلادی )

شاه صفی (1629 تا 1642 میلادی )

شاه عباس دوم (142 تا 1666 میلادی )

شاه سلیمان (1666تا 1694 میلادی)

شاه ((سلطان )حسین (1694 تا 1722 میلادی )

شاه طهماسب دوم (1722 تا 1732 میلادی)

عباس سوم (1734 تا 1736 میلادی )

که البته  شاه طهماسب دوم و عباس سوم بیشتر شاهزاده بودند تا شاه و سلسله ی صفوی عملا پس از تسلیم شدن شاه حسین به محمود افغان سقوط کرد .

 

منبع : پرسه در تاریخ |سلسله ی صفویه
برچسب ها : میلادی ,عباس ,سلسله ,اسماعیل ,طهماسب ,استقلال ,برای استقلال

حافظ و شاه شجاع

:: حافظ و شاه شجاع

شوخی حافظ با همسر شاه شجاع

حافظ شیرازی اغلب ندیم خاص شاه شجاع بود . به روایتی همسر شاه شجاع در مجالس و محافل انسی که شاه و حافظ در آن حضور داشتند شرکت می جست و شعر حافظ را گوش می کرد و حتی شوخی های خیلی تند بین آن دو رد و بدل می شد . لابد شنیده اید که یک وقت خاتون شاه شجاع از حافظ پرسید که شما گفته اید دوش دیدم  که ملائک در میخانه زدند - گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند . آیا این گل را هم شما دیده اید ؟  اگر دیدید آیا کاه نیز با گل در آمیخته بود ؟ حافظ گفت خیر ، کاه نداشت ! زن اصرار کرد و پرسید که آیا دلیلی هم هست که کاه نداشت . حافظ در برابر اصرار و شوخی پیاپی زن گفت : آری اگر کاه داشت بعضی جاها اصلا ترک بر نمی داشت ( برگرفته از تاریخ اجتماعی ایران ،جلد ششم ، راوندی )

منبع : پرسه در تاریخ |حافظ و شاه شجاع
برچسب ها : حافظ ,شجاع ,شوخی

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام



آخرین جستجو ها

جدیدترین مطالب